
بسم الله مهربون :) خب اینجوری اشنا شدیم که من رفته بودم انتشارات جزوه رو کپی بگیرم ، بدو بدو و نفس زنان اومد ، به مسئول کپی گفت از دانشکده خودشون دوییده تا اینجا که کپی بگیره و به سرویس برسه ... خیلی هم عجله داشت . برگشتم بهش گفتم لطفا جزوه تونو بذار...
ادامه مطلب
بسم الله مهربون :) اینکه نمیشه بعضی اتفاق های زندگی رو پیش بینی کرد واقعا کشنده ست ! کشنده تر از اینا مسائلیه که دوست داریم برامون اتفاق بیفته ولی رسما هیچ کار و تلاشی از خودمون برنمیاد ... یعنی باید صبر کنی یا دست به دامن خدا بشی ببینم این اتفاقی که تو دوست داری میفته یا نه :| 99 درصد مواقع هم اون چیزی که تو میخوای نمیشه ... نمیدونم برای این مسائل چکار باید کرد ... ولی من همیشه از صبر کردن و اتفاق نیفتادن متنفر بودم ...xa0 + حال دلتون خوب :)...
ادامه مطلب
به طرز خبیثانه ای موقع شام همه ی فلفل هارو میدادم امتحان کنه مطمئن شم تند نیستن D; البته من بی نهایت غذاهای تند و فلفلی رو دوست دارم ولی یه مدتیه معدم ارور میده -_- اینه که یه ذره رعایت میکنم :) بعد اونم در نهایت سخاوت اونایی که شیرین بودن رو میداد بهم ... اخرین فلفل رو ازش پرسیدم شیرین بود ؟ گفت اره منم با خیال راحت خوردم که چشمتون روز بد نبینه -_- با دهن باز و چشمای گرد شده نگاش کردم خیلی دقیق ز...
ادامه مطلب