
بسم الله مهربون :) همه ی انگشت های پاشو لاک زده بود به جز کوچیکه ! موقعی که وضو میگرفتن نرگس بهش گفت نمیشه فقط با انگشت کوچیک وضو گرفت ! خلاصه بینشون بحث شد ، گفتن تا اینجاییم بریم از یکی از همین حاج آقاها بپرسیم :)نرگس: سلام حاج آقا حاج آقا [ در حالی که زمین را نگاه میکند!] : برو محرم بیار نرگس : چی O_o ؟؟ +حاج آقا : برو محرم بیار +آزاده : ببخشید حاج آقا یه سوالی داشتیم ، میشه ... +برید محرم بیار...
ادامه مطلب