
بسم الله مهربون :) آخ از این هوای خنک و دلنشین صبح. رفتم آموزش حضوری زدم و بعدش مستقیم برگشتم خونه. هیییچ چیزی به جز دوییدن توی پارک مورد علاقه ام و بعدش هم صبحانه خوردن توی کافه ی محبوبم نمیتونه راضیم کنه. بدترین حالتش اینه آموزش بفهمه و تجدید دوره بشم. می ارزه!!! بخوانید...
ادامه مطلب
بسم الله مهربون :) دارم فکر میکنم که مرگ خیلی ناگهانی و اون لحظه ای که اصلا فکرش رو هم نمیکنیم سراغ ما میاد. دقیقا از همون لحظه وصل میشیم به قیامتِ خودمون و اینجاست که سرنوشتِ "ابدیِ" ما رقم میخوره. یعنی فاصله ی بین مرگ تا قیامت فاصله ای نیست که تو بتونی کاری انجام بدی و این سرنوشت "ابدی" رو تغییر بدی. خب این خیلی سنگینه برای من! وقتی به مفهوم "ابدیت" فکر میکنم خیلی بزرگ و سنگینه. سرنوشتی که تو نمیتونی تغییرش بدی و این سرنوشت ابدی هم باشه! ما برای یه عمر 70_80 ساله مون چقدر تلاش میکنیم؟ برای ...
ادامه مطلب