نامبرده صورتش را چنگ زد و نعره زنان پا به فرار گذاشت :|

خرید بک لینک
بسم الله مهربون :)

اسکار بی ملاحظه ترین مهمان دنیا هم میرسد به مهمان های امروز ما که ساعت 8:30 دیقه صبح زنگ زدند و پرسیدند عایا خانه ایم مزاحم شوند یا خیر و 8:45 دقیقه پشت در بودند :|

بماند که شب گذشته با برادرم جلوی تلویزیون تا دیر وقت فیلم دیده بودیم و آن قسمت هال را انگار بمب منفجر کرده بود . بشقاب های میوه ، پوست تخمه ، چیبس و پفک ، پوست لواشک و لیوان آب و حتی آب رسانی که من شب ها به صورتم میزنم :| پتو و بالشت هم که جای خود دارد دیگر !

حالا غرغرهای اهل منزل که دیگر بزرگ شده اید و این چه بساطی ست که هرشب راه می اندازید را چه کنم ؟ :|| به همین برکت قسم این بساط را ما سالی یکبار در هال پهن میکنیم :| معمولا اتاق برادرم فیلم میبینیم :|

القصه که تمام بدو بدو و داد و فریاد ما مبنی بر اینکه " بدو اینجارو تمیز کنیم ، ظرفا رو بردار ، جارو رو بیار ... داداش پتوهاااا ... پرواز وسایلتو شوت کن تو اتاقت و غیره" بی نتیجه ماند :|

حالا این ها هم هیچی ... هیچ وقت سر و وضع خود را که روی شلوار گشاد و گل منگولی ام که رویش خرس های خندان دارد ، یک تونیک سورمه ای با توپ های رنگی رنگی پوشیده بودم یادم نمیرود :| و حتی آن شال صورتی کمرنگ با گل های سبز و زرد که بدجوری با مانتو و شلوارم ست بود :|

خلاصه نمیدانم مهمان بودند یا سونامی ولی هنوز هم در شک ام و فکر میکنم بدو بدو باید جایی را تمیز کنم :|

دختر بچه ی چند ساله شان بدتر از همه که مدام به دست و پایم میپیچید و میپرسید "شمیم بقیه ی چیبس و پفک ها کو" ؟! را دلم میخواست با تی ان تی (!) بفرستم هوا :| نزدیک بود دیگر صورتم را چنگ بزنم و نعره زنان فرار کنم :|

+گول گوروم هم یادتان نرود لطفا :))

توی عنوان هم تاکید میکنم که اگه حساسید نرید ادامه ی مطلب !...

ما را در سایت توی عنوان هم تاکید میکنم که اگه حساسید نرید ادامه ی مطلب ! دنبال می‌کنید

برچسب: نامبرده,صورتش,نعره,زنان,فرار,گذاشت, نویسنده: بازدید: 87 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 3:17

صفحه بندی