
بسم الله مهربون :) نیم ساعت پیش که برمیگشتم خانه ، همسایه ی روبه رویی را دیدم . یک عدد پیرزن گوگولی مگولیِ اکور پکوری که آدم دوست دارد لپ هایش را بکشد ! خانه اش طبقه ی سوم آپارتمانِ رو به رویی ست .بعد از سلام و احوال پرسی طبق معمول گله مند بود که بچه های بی معرفتی دارد . چرا نمی آیند حالش را بپرسند ؟ و بعد دوباره طبق معمول خودش گفت "خب البته خودشون هم کار و بچه و زن و زندگی دارن" ! پاسخ من هم مثل...
ادامه مطلب
بسم الله مهربون :) تنها دانشجویی بودم که استاد گفته بود یک نمره ی منفی از امتحان میان ترمم کم کرده:|| رفتم اتاقش ، گفتم استاد چرا کم کردین ... گفت اتفاقا منتظر بودم بیایی ... خار ایلیاک کجای توراکسه ؟! خیلی جدی داشتم فک میکردم خار ایلیاک کجاست که گفت دیگه خیالم راحت شد که واقعا باید بهت نمره منفی می...
ادامه مطلب