توی عنوان هم تاکید میکنم که اگه حساسید نرید ادامه ی مطلب !

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «دومین» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : بیست و دومین روز پاییز. و دومین قرار وبلاگی *_*

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت توی عنوان هم تاکید میکنم که اگه حساسید نرید ادامه ی مطلب ! دسترسی پیدا کنید

بیست و دومین روز پاییز.

بسم الله مهربون :) + بیست و دومین روز پاییز آروم و مهربون شروع شد. رضا و علی صبحانه آورده بودن. توی آبدارخونه ی اورژانس نشستیم خوردیم. چندتا مریض اومدن که واقعا هیچ مشکل خاصی نداشتن، رزیدنت سرپایی دارو نوشت و رفتن. +ناهار رو با دوستای خودم خوردم. وسط هاش میم اومد بهمون اضافه شد. دوباره دست گذاشت روی نقطه ضعف من. این دختر هر روز به من یادآوری میکنه که گفتن راز به کسی جز پدر و مادر اشتباه محضه. اگه نمیدونست نمیتونست انقدر من رو اذیت کنه. اولش آروم بودم ولی توی راه برگشت به خونه بی اختیار کلی گریه کردم. + دوتا نوبت تزریق لب داشتم. خیلی قشنگ شدن. با این حال به نظرم شانسیه و نتیجه ی نهایی خیلی به فرم اولیه ی لب بستگی داره. +بعدش رفتم کتابخونه درس بخونم. اون دختر پسر گوگولی هم که با هم دوستن اومده بودن. خدای من چقدر اینا کوچولو و دلنشینن آخه. دختره برام نسکافه آورد، منم بهشون کیک خونگی ...

ادامه مطلب

دومین قرار وبلاگی *_*

بسم الله مهربون :) دیدن آدم هایی که سال ها فقط نوشته هاشون رو میخوندی فوق العاده جذاب و هیجان انگیزه :) دیروز به فروردین دخت و شاتوت پیام دادم که اگه وقت دارن برم ببینمشون و قرار, شد من برم دانشگاه . ...

ادامه مطلب