+ عاقا توی کلاس بودیم ، قبل امتحان ... مهدیه کنارم نشسته بود ، شیرکاکائو و کیک میخورد :|| در بطری شیرکاکائوش باز بود ، بعد تاکید کردم رنگ مانتوم روشنه ، این نریزه ... بعد خودش استرس داشت ، عصبی شد گفت باشه بابا ، الان کوفتش میکنم ، چند بار میگی D;
بعد نازنین صداش زد ، همین جوری بی توجه دسته ی صندلی رو داد بالا که بلند شه ، شیرکاکاعو برعکس شد روی مانتوی من >_< منم در حرکتی ناگهانی با دست شوتش (!) کردم جلو که مستقیم خورد به ارشیا که صندلی رو به روییم بود :(( قشنگ همش ریخت روی لباسش :||
نمیدونستم به همه ی این اتفاقایی که شاید 5 ثانیه بیشتر هم طول نکشیده بود و عکس العمل خودم بخندم ، یا بابت پیرهن ارشیا شرمنده بشم ، یا از دست مهدیه عصبی باشم D;
ولی خب در نهایت انقد خندیدیم که بشخصه داشتم غش میکردم :)
+همه ی کامنت های کنکوری و خصوصی رو جواب دادم ، فقط مونده دوتاش ، اونا هم ایشاالله فردا :)
+لبخند لطفا !
توی عنوان هم تاکید میکنم که اگه حساسید نرید ادامه ی مطلب !...ما را در سایت توی عنوان هم تاکید میکنم که اگه حساسید نرید ادامه ی مطلب ! دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 72